قرارداد کوما جواکن کردستان KCK

سرآغاز

در اکثر قراردادهای نوشتاری در تاریخ جوامع، وظیفه و مسوولیت‌های افراد و جوامع در مقابل دولت آشکار و مشخص شده است. قدرت‌های هیرارشیک و دولت‌گرا، منبع مشروعیت خود را در ماهیت این قراردادها تعیین کرده‌اند. هدف این قوانین و قراردادها، ایجاد نظام توسط آنانی است که از رتبه نام خدا استفاده کرده‌اند. شیوه مدیریت و پیشرفت فلسفه به شکل بیان مقدس دولت معنا یافته است. کیفیت آن هرچه باشد، بر بنیان تشکیل دولت و بر محور تنظیم روابط فرد و جامعه، دولتی‌بودن ادامه داشته است. فلسفه و مفهومی که قرارداد KCK کوما جواکن کردستان بر آن مبتنی است، با تمامی این‌ها تفاوت دارد. قرارداد KCK با ایجاد سیستم روابط اجتماعی، از ذهنیت دولت‌گرا گذار نموده، با اتکا بر سازماندهی خلق و نیروی تصمیم‌گیری آن، با آغاز دموکراسی رادیکال عمق‌یافته از کردستان، در ابتدای مرحله حمله گسترش آن به خاورمیانه و همه دنیا می‌باشد. این قرارداد با اتکا بر مفهوم دیالکتیکی زنده, دارای دینامیسم تغییردادن و گذار از مفهوم تغییرنیافتنی‌بودن قواعد و قوانینی است که برای ایجاد نهادهای جامعه اقتدارگراـ دولت‌گرا به‌کار گرفته شده‌اند. همچون ضرورتی، با تکیه بر حقیقت توده‌های خلق که خود زندگی است، در صورت نیاز، این فلسفه تحول جامعه را به‌صورت قانون تغییرنیافتنی قرارداد درآورده است.

در نوروز سال 2005 خلق کرد با تداوم سنت تاریخی زندگی کومینال‌ـ دموکراتیک خود، سیستم KKK را با شروع بازسازی کنفدراسیون دموکراتیک جوامع غیردولتی در زمان پیشرفت و نهادینه‌سازی دموکراسی و مفهوم جامعه‌گرایی، با هدف فایده‌رسانی نیرومندتر جامعه‌گرایی و آشکارسازی تفاوت این سیستم از کنفدراسیون‌های دولت‌گرا، به‌نام کوما جواکن کردستان [گروه جوامع کردستان.م] تغییر یافت. KCK مبانی این تغییر و نظرات رهبری در مورد این موضوع را بدین‌گونه بیان کرده است.

«در واقع، من میسیون‌مان را به‌نام خلق زیردست به‌عنوان جهشی گردونی ارزیابی می‌کنم. در مبحث خاورمیانه، من برای کردها پیشنهاد سیستم KCK را می‌نمایم. با نام کوما جواکن کردستان می‌توانند به سازماندهی بپردازند. در راستای راه‌حل تمامی مشکلات خاورمیانه، فرمول "جامعه دموکراتیک" را ابراز می‌دارم. در راهکار این راه‌حل، بدون دست‌زدن به مرزهای موجود، مقصودم سیستمی است که تمامی هویت‌های فرهنگی نیز می‌توانند به‌طور آزادانه خود را بیان کنند.

KCK ساختاری دولتی نیست، سازماندهی‌ای دموکراتیک است که در آن هر قشر و گروه اجتماعی می‌توانند در درون آن جای بگیرند. اتوریته دموکراتیک به‌معنای مدیریت دموکراتیک است. در عین حال، بیانگر مدیریت دموکراتیک کردستان می‌باشد.

می‌دانید اصطلاح "کوم" اصطلاحی با ریشه آریایی است. اصطلاحات کمون وکمونیسم نیز احتمالاً به همان ریشه برمی‌گردد. در کردی، اصطلاح کوم به‌معنای یک نوع کمون می‌باشد. جامعه از انواع کمون‌ها تشکیل می‌شود. هر کس بایستی خود را در یک کمون افاده کرده و یک کمون را تشکیل دهد. بایستی سازمان‌های مرتبط با تمامی مشکلات اجتماعی رشد و گسترش داده شوند. در ارتباط با مشکل زن، مشکلات زیست‌محیطی، اقلیت‌ها و امثال آنها و همچنین در رابطه با هر رویداد و پدیده اجتماعی که می‌توانند به آنها اضافه شوند، بایستی در شکل کمون سازماندهی گردند. کمون‌های زراعت، روستا، محله و همانند آنها می‌توانند اضافه شوند. سازماندهی‌هایی "کوم" یا نیز "کمون"ی که گفتم بیانگر این می‌باشد.

بنابه این پروژه ما، دولت‌ـ ملت دموکراتیزه می‌شود. علی‌رغم وجود دولت، دموکراتیزاسیون جامعه ضرورت دارد. سیستم کوما جواک، سازماندهی‌ای است که همه جمعیت‌های سازمان‌یافته می‌توانند خود را ابراز نمایند. تمامی سازمان‌های زیست‌محیطی، فمنیستی، نهادها، روزنامه‌نگاران و پیرامون روزنامه‌نگاری، سازمان‌های اقتصادی، سندیکاها، احزاب سیاسی، جنبش‌های زنان و جوانان در چارچوب مبانی دموکراسی بایستی گردهم آیند. طبعاً، این وقف و نهادهای مدنی در صورت احتیاج، در هر جایی ایجاد می‌شوند. جامعه از گردهمایی و ارتباطات مابین همه این‌ها تشکیل می‌شود. مفهوم دموکراسی من، دموکراسی فردی نیست؛ دموکراسی اجتماعی است. منظورم ضرورت همزیستی آزاد و برابر اجتماعات می‌باشد. در زمان اتحاد تمامی این سازمان‌ها، در زیر چارت کنفدرالیسم جامعه دموکراتیک، نیروی باشکوه دموکراسی به‌وجود می‌آید.

من به تشکیل جامعه از گروه‌ها و جمعیت‌های متفاوت و برابری آنها باور دارم. تنها حقوق فردی نیست، بلکه به ضرورت وجود حقوق کلکتیو باور دارم. بکارگیری حقوق فردی همراه با حقوق کلکتیو معنادار می‌باشد. در اینجا می‌خواهم مخصوصاً این را مورد توجه قرار دهم. ملتی متکی بر حقوق دموکراتیک و پرفرهنگی‌بودن را پیشنهاد می‌کنم.

بدون هدف‌قراردادن اقتدار تا به امروز، پدیده‌های اجتماعی‌شدن و دموکراتیزاسیون زیاد مورد توجه قرار گرفته نشده است. بدون هدف‌قراردادن اقتدار با ایجاد ساختارها و گشایش‌ها در راستای دموکراتیزاسیون همه جامعه به هدف اصلی می‌رسد. قبلاً این را مشخص ساخته بودم؛ در هر جایی که اقتدار وجود دارد، مقاومت نیز وجود دارد و در هر جایی که اقتدار وجود دارد قیام‌ها نیز سر بر می‌آورند. در هر جایی از دنیا مقاومت وجود دارد اما این‌ها از همدیگر مستقل و مجزا هستند. نظرات من در ارتباط با این موضوع، گردهم‌آوردن همه این‌ها و جهت‌دهی در راستای یک جنبش می‌باشد. بنابراین، طرح‌هایم مرتبط با همه دنیاست. به‌همین دلیل، بدون هدف قرار‌دادن اقتدار، ساختار جامعه دموکراتیک تحقق‌یابنده را با اصطلاح کنفدرالیسم بیان می‌کنم.

اقتدار و یا قدرت‌های سیاسی موجود را به حصاری تشبیه می‌کنم. در داخل حصار، نقاطی وجود دارند. قبلاً هم بیان نمودم؛ گفتم که این نوعی سوسیالیسم فرعونی است. این حصار، حصار فرعون است. نابودکردن قفس و نقاط آن الزامی است. چیزی که از آن بحث کردم، گروه‌های داخل حصار, به‌شکل حلقه‌های درهم تداخل‌یافته‌اند؛ یعنی حلقه‌های به‌هم‌رسیده. با یک مثال بیان می‌کنم. ارگان متنوع فرد مثلاً همچون چشم، پا و دست؛ این‌ها با همدیگر مستقیماً دارای ارتباطی ارگانیک‌اند. شما هر چیز را با چشم و یا ارگان دیگری انجام نمی‌دهید. شما نمی‌توانید همه وجود را با یک سلول درست کنید؛ این غیرممکن است. هر یک از آنها وظیفه جداگانه‌ای دارد. اما همه باهم مرتبط بوده و در هماهنگی هستند. مفهوم من از جامعه همانند این، ارگانیک و کارآمد است.»

این قرارداد، با پیشاهنگی پیشرو کوما جواکن کردستان از سال 1973 تا به امروز، با ظهور دستاوردهای انقلاب دموکراتیک و محصول به‌هم‌رسیدن زمان و مکان سطح مبارزه هزاران‌ساله آزادی و دموکراسی بشریت است. عصر خلق‌ها با تحقق انقلاب دموکراتیک در کردستان، با این قرارداد سازماندهی و به اوج می‌رسد.

مبارزات آزادیخواهی و دموکراتیک خلق‌ها در طول تاریخ، برای اینکه با سیستمی که خودساخته و عاید خودشان باشد تاجگذاری نشده، انحصار سیستم حاکم شکسته نشده و به موقعیت مذهب آن گرفتار آمده‌اند. همچنانکه در نمونه رئال سوسیالیسم دیده می‌شود، ساختار اقتدارگرا و دولت‌گرای نیروهای حاکم را پشت‌سر نگذاشته است. سیستم KCK نیروی تصمیم‌گیری خود را بر تکیه بر کمون و مجالس محلی خلق رشد داده و با شکستن این حصار راه را بر روی ایجاد و ساخت سیستم دموکراتیک خلق‌ها گشوده است.

KCK با یکی‌ساختن ایستار دموکراتیک‌ـ کومینال خلق‌ها با ارزش‌های معاصر, آن را نو و روزآمد خواهد کرد. این کیفیت با مفهوم دموکراسی متکی بر فرد که در غرب به‌عنوان فضیلت و پیشرفت به‌شمار می‌رود متفاوت است. سرچشمه‌های دموکراسی متکی بر ارزش‌های دموکراتیک‌ـ کومینال در ابتدای بشریت و مبارزات و مواضعی که در طول تاریخ برای تحدید اختیار دولت و قدرت نمایندگان آن وجود داشته‌اند می‌باشد. اراده و آزادی فرد در درون زندگی دموکراتیک‌ـ کومینال به توازن اپتیمال رسیده و یک خط‌مشی دموکراتیزاسیون است که معنا یافته است. خط‌مشی‌ای است که با ایجاد نیرو و اراده خلق، از تأثیر مفهوم دموکراسی جامعه فوقانی که از دموکراسی آتن یا اسناد "ماگناکارتا" شروع گشته گذار نموده و برای ایجاد سیستم خلق‌ها فرصت می‌آفریند.

با قرارداد KCK شکل موجودیت جوامع خود را با ارزش‌های دموکراتیک‌ـ کومینال در ادیان، طریقت‌ها، مذاهب و ماناسترهای بشری ابراز نموده، مفهومی دموکراتیکی که تمامی حرکت‌های دموکراسی و آزادیخواهی را برای خود به پایه‌ای تاریخی مبدل ساخته و نهادینه‌ساختن آن را در این خاک مورد هدف قرار داده است.

در مقابله با دموکراسی لیبرال، بر سازماندهی خلق از توده‌هایش متکی بوده  و کوما کومه‌لن کردستان هم پایه و هم نتیجه دموکراسی رادیکالی است که موجب نیرومندی خلق می‌شود. دموکراسی رادیکال دارای کاراکتری است که به‌طور مداورم، با سازماندهی‌کردن توده‌ها و نیرو و اراده‌بخشیدن به فرد تعمیق می‌یابد. KCK سیستمی است هر روز در درون انقلاب, همراه با خصوصیت تعمق‌بخشیدن دموکراسی با جنبش آزادیخواهانه زن، انقلاب را تحقق بخشیده، تمام مشکلات خاورمیانه و انسانیت را نیز چاره‌یابی می‌کند. مشکل کرد نه بر اساس ملی‌گرایی‌ـ دولت‌گرایی، بلکه سیستمی است که چاره‌یابی را با تشکیل ملت دموکراتیک یکی از وظایف مهمی می‌داند که بایستی در آن به موفقیت دست یابد.

سیستم KCK بنابه ماهیتش، با هدف قراردادن زندگی جامعه دموکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادیخواهی جنسیتی، افکار سوسیالیست‌ـ دموکراتیک را تحقق می‌بخشد. بر این اساس، ارتقای دوباره سوسیالیسم با دموکراسی‌ای رادیکال و ژرف امکان می‌ِیابد. بشریت همیشه ایده‌هایی سوسیالیستی را با خود به‌همراه داشته، تنها به‌خاطر عدم اتکا بر دموکراسی ، از گرفتارآمدن به موقعیت بیشتر مطیع‌بودن برای اقشار استعمارگر و نظام‌های حاکم رهایی نیافته است. خود تاریخ انسانیت، اثبات‌گر آن است که زندگی کومینال تنها با ایستار دموکراتیک تحقق یابد. آفریدن دوباره ایستار دموکراتیک‌ـ کومینال با ارزش‌های معاصر، سوسیالیسم را یک‌بار دیگر به ارزش والایی می‌رساند. بدین‌گونه همراه با دموکراسی، سوسیالیسمی که ایجاد می‌شود، به‌عنوان سوسیالیسم علمی‌ـ دموکراتیک، روح سیستم KCK خواهد شد.

سطح آزادی جوامع با سطح آزادی زنان در ارتباط است. آزادی زن در موقعیت ضمانت و برقراری پایدار دموکراتیزاسیون می‌باشد. در رأس ضعیف‌ترین نقاط نظام‌های موجود، متاگونه‌کردن زن و نهادینه‌کردن ذهنیت جنسیت‌گرای اجتماعی، از ایدئولوژی مرد نشأت می‌گیرد. بدون مبارزه با اخلاق و فرهگ ایدئولوژی‌های مرد حاکم، نمی‌توان از دموکراتیزاسیونی واقعی، سوسیالیسم و زندگی آزاد بحث به میان آورد. به‌همین دلیل، پایه تحول اجتماعی یا جای‌دادن برخوردی انقلابی متکی بر آزادیخواهی جنسیتی اساس می‌باشد. درخت زندگی کومینال طبیعی و فرهنگ الهه که در خاک‌های مزوپوتامیا قدبرافراشته در تحقق‌بخشیدن رنسانس زن نیز دارای پتانسیل پیشاهنگی‌کردن است.

کیفیت دموکراسی با عدم امتنا به آگاهی اکولوژیک و هدف قرارندادن نابودی تحکمی که بر روی طبیعت صورت می‌گیرد، ضعیف خواهد ماند و انتخاب راستین جامعه نخواهد بود. ریشه‌های پسرفت زندگی بشریت و تحکم بر طبیعت، دوردیدن خود به‌عنوان جزیی از طبیعت و ساختاری آزادـ برابر همراه با تمدن طبقاتی، از دیدگاه هیرارشیک و انسان‌مرکز نشأت می‌گیرد. برای گذار از این، بازگشت دوباره به مفهوم طبیعت زنده و مقدس، با انقلابی اکولوژیک ضرورت می‌یابد که تغییر ذهنیت هیرارشیکی را که با تحکم انسان بر انسان آغاز گشته و با تحکم انسان بر طبیعت انجامیده هدف قرار دهد. همراه با تفاوت سیستم KCK از دیگر سیستم‌ها، تحولاتی رادیکال و دموکراسی عمیقی را با اتکا بر انقلاب اکولوژی و جنسیتی ایجاد خواهد کرد.

در صورت دموکراتیک‌تربودن آن سیستم از عقاید و سیستم‌های دیگر، آلترناتیوبودن ممکن می‌باشد. آلترناتیو و چاره‌یاب‌بودن سیستم KCK در مقابل نظام‌های دیگر، با رشد دموکراسی ممکن خواهد شد. قرارداد KCK همراه با این فلسفه و آگاهی تهیه شده است. ذهنیتی دموکراتیک است با شکل فلسفه و زندگی کومینال‌ـ کنفدرال دموکراتیک که با منافع ضربه نخورده و محدود نگشته است. آشکارترین نمونه این، با آزادی کامل فرهنگ‌ها و زنان و از میان‌برداشتن ذهنیت حاکم بر طبیعت ایجاد خواهد شد.

اگر دموکراسی تمثیلی، اختیارات دولت را هم محدود ساخته باشد، مدیریت جامعه فوقانی جوابگوی نیازهای دموکراتیک و آزادیخواهی واقعی خلق‌ها نبوده است. بالعکس، شکل سازماندهی جامعه فوقانی برای دولت، وظیفه سرپوش‌گذاشتن نرم را دیده است. سازماندهی‌کردن جامعه خارج از دولت نیست، بلکه با مفهوم محورـ دولت، دموکراسی‌ای متکی بر جامعه فوقانی محدود می‌ماند. دموکراسی تمثیلی برای اینکه مانع از جنگ جهانی دوم نشد، نهادهای جامعه مدنی با فشار روزانه سیاسی دموکراسی مشارکتی متکی بر آن را پیشبرد داده است. در همان مراحل، آنهایی که با نام خلق حرکت کرده و رئال سوسیالیسم نیز با مبدل‌شدن به مذهب جامعه هیرارشیک‌ـ دولت‌گرا شکست خوردند.

سیستم KCK نیز عنوان برقراری دموکراسی مستقیم است. جامعه برای خود دموکراسی را ایجاد کرده و در این راستا، تمامی اقشار درون جامعه همچون؛ اتنیسیته، مذهب، گروه‌های فرهنگی همچون؛ رنجبران، زنان و جوانان را دربر گرفته و همچون مجموع کمون‌ها سازماندهی‌های این‌ها را در گستره خود قرار داده، دموکراسی جمعیت‌ها را تشکیل داده و ضامن همزیستی آزاد و برابر این جمعیت‌ها می‌باشد. به جای جامعه مدنی‌ای که از مرزهای طبقاتی و دولت‌گرای سیستم‌های بورژوازی گذار نکرده، با تغذیه نهادهای جامعه مدنی‌ای که جامعه‌محور بوده و هدف گذار از دولت را دارند، به‌عنوان آلترناتیو و مدل دموکراسی کامل، در عصر خلق‌ها به آلترناتیو سیاسی خلق‌ها تبدیل خواهد شد.

کنفدرالیسم دموکراتیک جامعه، بیانگر سازماندهی متکی بر گفتار و نیروی تصمیم‌گیری توده‌ها بوده، زندگی دموکراتیک را با پیوندی کومینال‌ـ دموکراتیک متحد ساخته و با افزایش نیروی آن، دارای گستره وسیعی‌تری در جهت حل مشکلات است. بدین ترتیب، نام سیستمی اتحادخواه است که با گذار از شیوه سیاست متکی بر مرکزی‌کردن در جهت نیرومندساختن خلق, شیوه‌ای سیاست را پیشرفت داده و بر اساس عدم رشددادن یک ذهنیت اقتدارگرای متفاوت که از افکار تنگ منطقه‌ای نشأت گرفته مناطق را به شراکت و مشاوره می‌کشاند. همراه با این سیستم با پایان‌یافتن بیگانگی فرد با سیاست و محیطش، بر اراده و خودباوری ذاتی متکی بوده و با اتکا بر زندگی سیاسی فعال و شهروندی آزاد، موجب پیشرفت برادری خواهد شد.

فلسفه سیاست این قرارداد، هم‌راستا با ایفای نقش درنظرنگرفتن دموکراسی تنها به‌عنوان محدودکننده قدرت و اختیارات دولت، کسب موفقیت کامل در مقابله با مفهوم دولت‌+دموکراسی و تشکیل مستقیم زندگی و سازماندهی دموکراتیک جامعه در کنار دولت می‌باشد. کاراکتر اساسی این سیستم، تکثیر و غنی‌سازی سازماندهی، تعمیق دموکراسی، نیرومندکردن فرد و اراده‌بخشیدن به جامعه است.

همراه با این قرارداد، آزادی خلق کردستان نیز در پی عصیان‌گری و رهایی‌بخشی کلاسیک ملی نخواهد بود. اساساً استراتژی آزادسازی خلق کرد، سازماندهی جامعه دموکراتیک خلق کرد و اداره این را در درون روابط اتحاد دموکراتیک با خلق‌های همسایه مدنظر قرار می‌دهد. امنیت آزادی خلق کرد نه دولت و نه میکرودولت می‌باشد. آزادی خلق کرد و چاره‌یابی دموکراتیک مشکل کرد در دموکراتیزاسیون کردستان و خاورمیانه است. از این لحاظ، پروژه KCK استراتژی آزادکردن خلق کرد است. توسط این سیستم، خلق کرد با آشکارساختن تمام پتانسیل‌هایش، نیرویش را به زروه رسانده، چاره‌یابی را بر هر کس تحمیل کرده و به وضعیتی که بدون گریز از آن خواهد رساند. دفاع مشروع نیز، نیروی مدافع در مقابل حملات به این استراتژی اساسی است.

رهبر کوما جواکن کردستان: «من حق تعیین سرنوشت هر ملتی توسط خود را این‌چنین درک می‌کنم. این حق، حق برقراری دموکراسی خود و ایجاد خودمدیریتی بدون دولت است. حق ایجاد مدلی برای جمعیت‌های روستایی، محله‌ها و شهرها همراه با گفتگوی مشکلات‌شان در میان خود و چاره‌یابی و تصمیم‌گیری در ارتباط با آنها بدون دولت است. دموکراسی دولت‌ـ ملت بر فردی خلاق متکی نیست. فرد آفریده دولت‌ـ ملت، برده است. فرد و هم‌وطن آفریده‌شده دولت، عامل همه بن‌بست‌هاست. ملت دموکراتیک، در راستای واقعیات جمعیت‌ها و منطقه‌ای افراد، مشکلات را گفتگو کرده و مدل ارایه چاره‌یابی است. هدف ما دولت نیست، بلکه برقراری دموکراسی است. حق تعیین سرنوشت ملت‌ها توسط خود، نه ایجاد دولت بر اساس ملی‌گرایی، بلکه بدون ایجاد مشکل مرزهای سیاسی و اساس‌گرفتن مرزها، حق ایجاد دموکراسی خویش است. برای کردستان، سه حقوق معتبر می‌باشد؛ حقوق اتحادیه اروپا، حقوق دولت یونیتر و حقوق کنفدرالیسم دموکراتیک. دولت‌های یونیتر در صورت قبول‌کردن حقوق دموکراتیک ما، ما نیز حقوق آنها را قبول خواهیم کرد.»

با پراکتیزه‌شدن قرارداد KCK چاره‌یابی دموکراتیک مشکل کرد و با توجه به حقوق همسایه حقوق اتحاد نیز مشخص خواهد شد. با وجود تمامی تمایزات فرهنگی و اعتقادی در جغرافیای خاورمیانه و کردستان، کنفدرالیسم دموکراتیک جامعه دارای سرچشمه‌های کارآمد و تاریخی بیش از اندازه‌ای می‌باشد. آنهایی که در طول تاریخ در این جغرافیا زندگی کرده‌اند، در درون روابط فدراسیون و کنفدراسیون طبیعی بوده‌اند. به‌همین دلیل نیز، مشکلات اجتماعی به اندازه مشکلات قرن بیستم، پیچیده نبوده است. در زمان دولت‌ـ ملت با حاکمیت همیشگی مفهوم مدیریت مرکزی و ملی‌گرایان, مشکلات پیچیده‌تر شده‌اند. خلق‌ها نیز درد این شیوه مدیریت مفاهیم سیاست را زیاد کشیده‌اند. بنابراین، کنفدرالیسم دموکراتیک مؤثرترین راه چاره‌یابی مشکلات خاورمیانه و کردستان خواهد بود.

کنفدرالیسم دموکراتیک جامعه، مداخله در فاکتورهای اساسی بن‌بست‌های موجود در خاورمیانه است. مانعی مهم بر سر راه ملی‌گرایی قاطع، راهکارهای دسپوتیک و رشد این ذهنیت در منطقه می‌باشد. 200 سال است که خلق‌ها درد فتنه‌انگیزی ملی‌گرایی وارده از خارج را می‌کشند. فشارهای بر روی زنان، موضوع اساسی تغذیه واپس‌گرایی سیستم است. به‌علت خدمت به واپس‌گرایی زندگی اجتماع‌گرایی، فرد در درون این زندگی در حال خفه‌شدن است. با تحت حاکمیت‌گرفتن فرهنگ‌ها که بزرگ‌ترین غنای این جغرافیا هستند، آنها را کم‌رنگ کرده است. تازه‌به‌دوران‌رسیده‌های اقشار اجتماعی بورژوازی به طبیعت نیز درد می‌دهند. کوما جواکن کردستان، با مداخله‌ای مؤثر این بن‌بست را گشوده، با شروع از کردستان, سد راه آزادی و دموکراسی و برادری خلق‌ها را از بین خواهد برد.

سیستم دموکراتیکی که بر اساس قرارداد KCK پیشرفت خواهد کرد، به‌صورت باغی پرمحصولی درخواهد آمد که در آن آزادی‌ها رشد می‌کنند. این ساختار بنا به دموکراسی کومینال، سازماندهی شده؛ جمعیت‌های مدنی افقی، تحقق جامعه‌گرایی و همزیستی آزادـ برابر، همان‌گونه که برای خود دولت را احتیاج ندیده، همراه با کوردیناسیون‌های میسیون و کار، نهادهای مدیریت‌های کوردینه دموکراتیک را تشکیل داده و بدین ترتیب، به معنای بافتن زندگی اجتماعی با مشاوره‌ای کومینالیست نیز خواهد آمد. با تعمق‌یابی دموکراسی، رشد و پیشرفت آزادی‌ها را به همراه خواهد آورد. بدین‌گونه در تاریخ کردستان و خاورمیانه با نوسازی تمامی ارزش‌های خوب موجود و با رشد اخلاق در دنیا عصری نوینی شروع خواهد شد.

جهت چاره‌یابی مشکلات در خاورمیانه، کنفدرالیسم دموکراتیک جامعه اساس می‌باشد. تحمیلات نیروهای امپریال، دموکراسی را توسعه نداده، مگر بتوانند دموکراسی را استثمار کنند. گزینه پیشرفت دموکراسی از میان توده‌ها را بایستی در سرتاسر خاورمیانه حاکم کرد. این مدل، سیستمی است که اتنیک، دین و تمایزات طبقاتی موجود در بنیان جامعه را مد نظر قرار می‌دهد.

سیستم KCK جهت نجات‌دادن منطقه از مجازاتی که به‌دلیل عدم چاره‌یابی مشکل کرد می‌کشند، با تحقق‌بخشیدن به چاره‌یابی دموکراتیک، کردستان را از هر لحاظ به اساسی‌ترین سرچشمه نیرو در خاورمیانه تبدیل خواهد کرد.

کتاب قرارداد کوما جواکن کردستان KCK

 

 

www.pkk-info.org