|
با مقاومت دفاع آکتیو حرکت آزادی خلق
کرد حملات احتمالی را خنثی خواهد کرد.
دوران کالکان
در ابتدا میخواهی م
یکبار دیگر به نیروهای گریلایمان که
در گابار عملیاتی را به انجام
رساندهاند تبریک بگوییم. واقعاً نیز
نمونهای از خطمشی عملیاتی در مرحله
دفاع آکتیو پراکتیزه شد. در ماه ژوئن,
اول در "درسیم" و در بعضی مناطق اولین
نمونهها را انجام داده که برای رسیدن
به یک خطمشی، زمینه گامهای عملیاتی
ما را فراهم کرد. همچنین از اوایل ماه
سپتامبر تاکنون اگر کم هم باشد
مبارزهای که به انجام رسید، سطحی از
عملیاتها را نشان داد. یعنی مثل آنکه
آن را به نقطه جوشیدن رساند.
همانگونه که در گرمایی مشخص, آب به
جوش میآید مدتی است که موضوع سیاسی
متأثر از عملیاتهایمان و یکی از
آخرینهای آن یعنی عملیات گابار
بهجوش آمده است. از این لحاظ مهم
است. شاید مقایسهکردنها همیشه بهجا
نباشد، ولی میتوانیم اینها را
عملیات "اروه" و "شمزینی" مرحله دفاع
آکتیو بنامیم. واقعاً نیز اینگونه
مؤثر واقع شد. هم به لحاظ خلقها و
افکار عمومی دموکراتیک و هم به لحاظ
تمام نیروهایی که با مشکل کرد در
ارتباطاند نتیجه مشابهی را بهمیان
آورد. برای ما نیز بهطور طبیعی,
خطمشی عملیاتی مشخصی را روشن ساخت.
احتیاجات خطمشی عملیاتی جنگ دفاع
آکتیو متوسط را آشکار کرده و به سطحی
رسانده که دیگر جایی را برای بحث و
گفتگو باقی نگذاشت.
از این منظر, اکنون موضوع بحث هر کسی
که با مشکل کرد در ارتباط است
عملیاتهای ما میباشد. بنابراین
موضوع بحث ما و خلقمان نیز تحلیل
وضعیت سیاسیـ نظامی که با عملیات
گابار بهمیان آمد، درک مرحله و بنابه
احتیاجات آن موضعگیری و برخوردی
معقول است. ارزیابی و تحلیل اینچنین
اشتباه نیست. واقعاً نیز بیانگر
مداخلهای مؤثر در میدان سیاست بود.
علاوه بر آن, عملیاتهای انجامگرفته
از طرف گریلا مدتی است که انجام
هرگونه سانسور و مخفیسازی از طرف
مدیریت ترکیه را از بین برده است؛
مساله کرد و واقعیت کردستان را یکبار
دیگر در مجامع سیاسی به حالتی واضح و
روشن رسانده است. همچنین هم
قتلوعامهای استعماری بر روی خلق کرد
و سطح اعمال فاشیستیـ شوونی و
ملیگرایی را برای هر کسی آشکار ساخته
و هم یکبار دیگر از سوی هر کسی مورد
بحث قرار گرفته است. اینها رویدادهای
مهمی هستند. در اواسط ماه اکتبر همراه
با عملیاتهای آکتیو گریلا، یکبار
دیگر مساله کرد بهصورتی فعال به
موضوع سیاسی مبدل و واقعیت لرزانبودن
سیاست منطقهای از طرف حرکت
آزادیخواهی کردستان آشکار شده است.
بهطور طبیعی, این رویدادها از طرف
گریلاهای قهرمان در رأس برای آزادی
رهبر آپو که در مقابل هر نوع بیان
اعمال سرکوبگرانه همچون انکار و
امحای خلق کرد و نیز واقعیت موضعگیری
مقاومتمان را به جوانان کرد،
گریلاهایمان و حرکت آزادیخواهیمان
نشان داد بهمیان آمدند. از این لحاظ
نیز، بیانگر جوابی آشکار و مؤثر است.
جواب خلق کرد، گریلا و جوانانش در
مقابل نیروهایی که علیه رهبری شکنجه و
امحا از قبیل مسمومکردن را
بهشیوهای پستفطرتانه اعمال کردند،
پیشبرد فعال کامپانیای "با رهبری
زندگی کن و او را زندگی ده" میباشد.
بهطور طبیعی، از "گارزان" تا درسیم و
بخشهای دیگر که جنوب و شرق کردستان
را نیز دربر میگیرد، تمام نیروهای
استعمارگر، در حال اجرای مرحلهای
تازه از فشار و امحا بر روی خلق کرد
هستند. در مقابل تمامی اینها نیز،
موضعگیری، دفاع و پشتیبانی آشکارانه
گریلا از خلق است.
اکنون، در این چارچوب، یک وضعیت سیاسی
جدی که نمایانگر شروع مرحلهای نو از
جنگ جهانی سوم در خاورمیانه و بروز
وضعیت بحرانی تازهای میباشد است.
تمام رفقا این را از نزدیک تعقیب
میکنند. پیشبرد مقاومت دفاع آکتیو
گریلا با آغاز کامپانیای "دیگر
بسست"، "با رهبری زندگی کن و او را
زندگی ده"، در محور تمامی وضعیت سیاسی
خاورمیانه جای گرفته است. توسعه جنگ
از عراق واقعیتی بود که هر کس
میدانست. اکنون مقاومت گریلاییمان،
تقریباً در وضعیت آشکارشدن مرحلهای
نوین از جنگی که در عراق در جریان است
قرار دارد. هر اندازه هم که در شمال
کردستان، یعنی در مرزهای ترکیه عملیات
بهاجرا رسیده باشد، نتایج روزانه
سیاسی آن بر عراق آشکار شده و نهتنها
بر سیاست منطقهای بلکه تأثیری جدی بر
روی سیاست دنیا دارد. طبیعتاً
برخوردهای ترکیه را با دقت تحلیل
کرده، در پی درک مرحله بوده و در
مقابل نیز، بایستی موضعگیری لازم را
اتخاذ کنیم. بعد از عملیات، تمامی آن
ماسکها و مخفیکاریها افتاده و
هنگامی که واقعیت آشکار شد ,واقعیت
وجود بحران سیاسیـ نظامی در ترکیه
آشکار شد. در همان زمان، حکومت گردهم
آمده و چیزی که به آن مبارزه با ترور
یعنی مدیریت جنگ را گردهم آوردند.
رییس جمهور، نخستوزیر و فرمانده کل
قوا در بالاترین سطح گردهم آمدند.
بیانیههای مختلفی را پخش کرده و
تهدید کردند. در آخر، حکومت جهت عبور
از مرزهای عراق، "مهلتنامه"ای را که
بیانگر خواسته اپراسیون نظامی است
تقدیم به مجلس کردند. اکنون مجلس,
مهلتنامه عبور از مرز را گفتگو
میکند. بدون شک، بهتصویب خواهد
رسید. در مجلس, مشکلی بهنام
تصمیمگیری وجود ندارند. همچنانکه
میدانید
AKP
صاحب نیروی کافی است.
MHP
از
AKP
و
CHP
بیشتر مشارکت خواهد کرد. از این
لحاظ، حکومت این مهلتنامه را نه برای
یک شیوه تهدید و شانتاژ بلکه اگر
واقعاً بهعنوان سیاستی نوین به مجلس
آورده باشد آن را به تصویب خواهد
رساند.
اکنون سران ترکیه در سطح بیماری
هیستری اینچنین حملهور شدهاند.
نخستوزیر تایپ اردوغان بهطور آشکار
اعلان کرد که هیچگونه قانونی را
نخواهند شناخت! مثل اYNKه
تاکنون گوش دادهاند؛ قوانین را رعایت
کردهاند و یا اYNKه
تاکنون حقوق جنگ را رعایت کردهاند که
اکنون عملی نخواهند کرد. از طرف دیگر،
تمام امکاناتشان را در این راستا
بسیج کردهاند. ورزش و هنر و هر
چیزشان را بر این اساس به جنبوجوش
انداختهآند که علیه حرکتمان حملهور
شوند. در مقابل کامپانیای "با رهبری
زندگی کن و او را زندگی ده" که برای
مداوای رهبری و تغییرمکانش آغاز کرده
بودیم با کامپانیای مشاوره با "محمد
جیک" تمام ورزشکار و هنرمندانشان را
در آن مشارکت میدهند. در تلاش برای
سوقدادن جامعه به این کار هستند.
میتوانیم این را بهطوری واضح نشان
داد. بازی
AKP
بر اساس مقاومت کنونی گریلا برهم
خورده و خنثی شده است. ماسک برانداخته
شده و کچلی
AKP
آشکار شده است! واقعیت سیاسی دونفری
اردوغانـ عبدالله گل بهطور خوبی
افشا شده است. بههمان شیوه توافق
AKPـ
فرماندهی کل بر روی چه انجام شده،
هدفش چه بوده، و با بیانیهها و
برخوردهای کنونی, سیاست واقعی سران
ترکیه بعد از انتخابات 22تموز بیانگر
چه بوده بهوضوح قابل رؤیت است. در
واقع، با مدیریتهای قتلعام و
حکومتهای جنگ ویژه که بسیار شاهد آن
بودیم هیچ فرقی ندارد. حکومت موجود با
حکومت اشراری که آن جنگ همهجانبه
سالهای 1990 و 94 را به اجرا درآورد
هیچ فرقی ندارد. خودشان نیز نقاط
مشترکشان را بیان میکنند. اینگونه
توافقی را در میان خود بر اساس جنگ در
مقابل
PKK
و خلق کرد ایجاد
کردهاند.
اکنون این وضعیت و یک رویداد مهم است.
در واقع، هم از لحاظ آشکارکردن سطح
توافق
AKPـ
فرمانده کل قوا و هم افتادن ماسک
AKP
بسیار مهم است. تاکنون در سخن، خواهان
نشاندادن انجام بعضی تحولاتی
دموکراتیک بودند. خلقها، خلق کرد،
افکار عمومی دموکراتیک و نیروهای
سیاسی را فریب دادند. اکنون مانند یک
ژنرال سخن میگویند. عبدالله گل و
اردوغان هیچ فرقی با یاشار بیوک آنت
ندارند. بازهم با روابط متفاوت
طریقتی، با سخنان دینی، مخصوصا خواهان
فریبدادن خلق مسلمان کرد، نفرتکردن
از
PKK
و در تلاش برای جداسازی آن از رهبری و
حرکتمان هستند. اکنون این ماسک نیز
تا سطح قابلتوجهی برانداخته شده است.
چگونگی تقلبیبودن مسلمانی اینها که
در واقع از دین بهعنوان وسیلهای جهت
دستیابی به منافع اقتصادی و سیاسی
بهکار بردهاند آشکار است. ماسک آنها
از این منظر هم افتاده است. آنها نه
به فکر اجرای اسلام بلکه بالعکس
اسلامیت را به نیرویی سیاسی تبدیل
میکنند. ماننند القاعده، مدیریت
احمدینژاد، سران طالبان و حماساند.
با آنها هیچ تفاوتی ندارند. بنابراین
اسلام را بهوسیلهای برای رانت سیاسی
و اقتصادی درمیآورند. اینها هیچ
ربطی با اسلامیت ندارند و اکنون هر کس
آن را بهتر میبیند. از طرفی دیگر،
واقعاً نیز تلاش 15ساله رهبر آپو برای
حل صلحطلبانه و دموکراتیک مساله کرد
و بر این اساس، چگونگی برخورد
دورویانه
AKP
جهت دموکراتیزاسیون
ترکیه آشکار شد. گویا خود را طرفدار
حل بدون جنگ و سیاسی نشان میدادند و
با این مشکل، خواهان تحت
تأثیرقراردادن روشنفکران کرد،
سیاستمداران و طبقه میانی کرد بودند.
در آخر, انعکاس این مساله بر
برخوردهایشان با
DTP
بهصورتی واضح دیده
شد. این نیز، یک بازی بوده در
اینباره برخوردی جدی نداشته، بالعکس
آشکارانه به گسترش این برخوردها بر
اساس جنگ ویژه و اعمال سیاست انکار و
امحا پرداختند. از اینرو، ماسک
AKP
افتاده و بهطوری جدی رسوا شده است.
با این رویدادهای آخر یکبار دیگر
آشکارا دیده شد که مدیریت در دست
نظامیان است. هر چیز را فرمانده کل
قوا اداره میکند. در این روزهای آخر،
بر روی طرح ژینوساید ارمنیها بحث و
گفتگو انجام میگیرد. بر روی
قبولکردن کمیسیون امور خارجه در مجلس
نمایندگان آمریکا بحث میکنند. در این
مورد، چیزهای بسیاری گفته میشود.
طبعاً موضوعی جدی و یک واقعیت تلخ
تاریخی در میان است. برای این نیز ما
اکنون چیزی نمیگوییم. ولی برخوردها و
مباحث موجود ترکیه در این مورد ساختگی
است. واقعیت این است که آنگونه نه بر
روی طرح ژینوساید ارمنیها بلکه بر
روی مشکل کرد بحث میکنند. در آنجا
نیز در تلاش برای ایجاد یک توافق جدید
برای جنگ علیه ما هستند. در آخر، از
هیئت نمایندگان ترکیه که در ارتباط با
این موضوع به آمریکا رفته بود، "اگمن
باغش" آشکارانه گفت که "باشد؛ کمیسیون
طرح ژینوساید ارمنیها را قبول کرد،
قلب ترکیه را شکست، در مقابل آن در
برابر
PKK
گام بردارید. قلب
شکسته را ترمیم کنید. یعنی قبول و یا
عدم قبول طرح قتلعام ارمنیها اهمیتی
ندارد. در واقع، اگمن باغش مخالف با
آن نیست. در همان حال، جهت مبارزه
علیه
PKK
و خلق کرد در تلاش برای نتیجهگیری
سیاسی و نظامی بود. هر چیز را به جنگ
با حرکت آزادی و خلق کرد ربط دادهاند
و این بهصورتی آشکار دیده میشود. از
این لحاظ، یک بحران تازه در حال
شکلگیری است. گفتگوها وجود دارد ولی
در عمق مباحث ترکیه و آمریکا وجود
مشکل کرد یک واقعیت است.
یعنی بهطور طبیعی مساله عراق گفتگو
میشود. ولی در نقشه سیاسی روزانه
مساله کرد مورد بحث قرار میگیرد.
میخواهند درباره عراق گفتگو کنند. در
مقابلمان، دو دولت که در مورد عراق
دارای پروژه هستند، وجود دارند. یکی
آمریکا و دیگر ترکیه. آمریکا این
پروژه را رد میکند. پیشاهنگی رد این
پروژه را ترکیه انجام میدهد. ترکیه
هم یک پروژه دارد؛ آن پروژه چیست؟
چیزی که در اواخر قرن بیستم آشکار شد؛
یعنی مدیریت مرکزی که صدام حسین آن را
بهوجود آورد، ترکیه نیز مانند گذشته
مدیریتی مشابه با صدام حسین, خواهان
تشکیل یک دولت مرکزی و یونیتر است.
برای چه؟ برای نرسیدن به سطح
خودمدیریتی سیاسی. یعنی در مرکز
سیاستی که علیه عراق انجام میشود نیز
مساله کرد وجود دارد. علیرغم خواسته
خودمدیریتی دموکراتیکـ آزاد خلق کرد
بهشیوه سازمانی و بر اساس نیروی اصلی
خود، وجود حمله امحاسازی سیاست، ذهنیت
و منطق انکارگرا یک واقعیت است.
میگویند مشکل اصلی
PKK
و ترور است. ما هم میگوییم مشکل کرد.
ولی بهنظر ما مشکل اصلی در مقابل
تمامی دنیا و منطقه سران ترکیه که به
سطح یک مریضی رسیده و باز هم به اشکال
مختلف, سران ایران و سوریه را تحت
تأثیر قرار داده است، ذهنیت انکار و
امحای آنهاست. ذهنیتی که جامعه
چهلمیلیونی را نمیبیند. خواهان
نابودکردن آن است؛ این، ذهنیت
ژینوسایدی است. در واقع، به بلای جان
دنیا تبدیل شده، ذهنیتی که پس از
هیتلر راه او را ادامه داده این ذهنیت
شوون و ملیگرا و فاشیست است. یاشار
بیوک آنت بدون آنکه شرم کند، میگفت
در
PKK
ملیگرایی فاشیستی وجود دارد.
ملیگرایی فاشیستی در روح، عواطف و
مغز و سلولهای تو وجود دارد.
PKK
کجا فاشیست دارد؟ خلقی که هیچ چیزی
ندارد؛ خلقی که خواهان نابودی آنند،
حرکت آزادی و خطمشی قهرمان آن در
تلاش برای گسترش خطمشی فدایی,
بزرگترین حرکت آزادیخواهی در دنیا،
بزرگترین حرکت دموکراتیک و بزرگترین
جنبش برابری در دنیا میباشد. اگر از
یک فاشیسم و ملیگرایی شوونی بحث
میکنیم این ذهنیت سران ترکیه است.
ذهنیت فاشیستـ شوونی که امروزه بیش
از همه در شخصی که خود را فرمانده کل
قوا و سرباز بزرگی میپندارد وجود
دارد, ذهنیت شخصیتهایی است که امروزه
بیش از همه تحت فشارند.
امروزه این ذهنیت در واقع خواهان
اعمال سیاستی است. سیاستهای ترکیه را
نیز این جهتدهی میکند. خطمشی این
فرمانده کل چیست؟ خطمشیای که امروزه
بیوک آنت و "ایلکر باشوو" بر روی آن
حرکت میکنند چیست؟ این آشکار شد؛ این
بیانگر خطمشیای است که خواهان
بهنتیجهرسیدن با فشار و شانتاژ و
سرکوب و تهدید است. این خطمشی در
اواسط تابستان
AKP
ر زیر فشار قرار داده و او را به
تسلیم درآورد. بهنظر خودش کمی موفقیت
بهدست آورد. اکنون خواهان انجام همان
روش در برابر سران آمریکا و عراق است.
همانگونه که خطمشی بیوک آنت و
مدیریت آن که با فشار و تهدید
AKP
را تسلیم گرفت, خیال میکند با اجرای
همان روش در مقابل سران آمریکا و عراق
میتواند به نتیجه برسد. در واقع،
واقعیت کار این است. نتیجه سیاستی که
در مقابل سوریه در سپتامبر 1998 انجام
داد وجود دارد. در آن زمان، سیاست
تهدید و فشار مشابه را فرمانده کل
قوای آن زمان اداره میکرد. بدین
ترتیب، آغاز مرحله نهم اکتبر و توطئه
بینالمللی صورت گرفت. بعضی نتایج در
آنجا شفاف شد. در آن زمان گویا این
سیاست به نتیجه رسید. با گفتن اYNKه
"پس این سیاست همیشه نتایجی را در بر
خواهد داشت" در تلاش برای اعمال این
خطمشی بسیار سطحی هستند. یاشار بیوک
آنت آشکارانه میگوید که "یک میلیمتر
هم عقبنشینی هم نمیکنیم؛ کوچکترین
تعویضی داده نمیشود". بهعنوان نمونه
مباحثی در مورد قانون اساسی صورت
گرفت. میگوید هیچ چیزی در مورد مساله
کرد درج نخواهد شد. باز هم چگونگی
مدیریت در عراق و شکلگیری آنرا بیان
میکند. میگویند خارج از مدیریت
مرکزی یونیتر چیز دیگری نبایستی تشکیل
شود. یعنی کوچکترین انعطاف
دموکراتیکی را خواهان نیستند. زیرا
بسیار خوب میدانند که اگر کوچکترین
انعطاف دموکراتیک انجام شود،
رفتهرفته نابودی آن ذهنیت فاشیست و
دیکتاتوریش آشکار خواهد شد. تمام
دیکتاتورها اینگونه برخورد خواهند
کرد. کوچکترین تعویضی را نمیدهند.
اگر دقت شود، صدام حسین تا لحظه آخر
کوچکترین تعویضی را نداد. هیتلر نیز
اینگونه برخورد کرد. فرانکو نیز
همینطور.
اکنون مدیریت کنونی ترکیه طبق فشار و
تهدیدی که در سال 1998 بر مدیریت
سوریه اعمال کردند خواهان اعمال آن بر
مدیریت عراق و آمریکا هستند. آیا این
سیاست میتواند موفق شود؟ بهنتیجه
خواهد رسید؟ بهطور طبیعی هنوز واضح
نیست مباحث کنونی درباره اپراسیون
خارج از مرز هدف اصلی تصمیمگیری مجلس
و مهلتنامه این است. بههدفرساندن
این تلاشهای فشار و تهدید، بیانگر
وجود سیاستی بدین شیوه و جهت اصلی آن
نیز همین میباشد.
ولی طبیعتاً هنگامی که یکبار این
سیاست را اعمال کرد، اجرای آن به حالت
مجبوری درخواهد آمد. نبایستی به آن
تنها بهعنوان یک فشار و شانتاژ نگاه
کرد. توپباران هم میکنند. از طرف
دیگر، میتوانند با هواپیمای جنگی و
هلیکوپتر کبری حمله کنند. حتی
میتوانند اپراسیونهای زمینی را که
دانسته نمیشوند مورد بحث قرار دهند.
این نیز خارج از احتمال نیست. ولی
اینقدر بحث در مورد این اپراسیون
خارج از مرز، این همه دادن مهلتنامه
به مجلس و اعمال تهدید و فشار, واقعیت
یک سیاست است. آیا این سیاست میتواند
به نتیجه برسد؟ در سال 1998 سیاستی را
که با مدیریتهای مشترک در مقابل
سوریه انجام داد در مقابل همان
مدیریتها انجام میدهد. یعنی سیاست
فشار و تهدید را با آمریکا در مقابل
سوریه اعمال کردند. بازهم با
مدیریتهای
YNK
و
PDK
انجام داده بودند. اکنون همان سیاست
در مقابل آمریکا، عراق،
PDK
و
YNK
اعمال میشود. بنابراین اعمال این
سیاست قابل درک است. یعنی آمریکا
میداند که ترکیه اینچنین سیاستی را
تعقیب میکند و بههمین دلیل،
بهراحتی در مقابل این سیاست ترکیه
سرخم نمیکند. وضعیت مشابهی برای
مدیریتهای
PDK
و
YNK
صدق میکند. در وضعیت کنونی در
میانشان اختلافات سیاسی وجود دارد.
بدون حل اینها توافق مانند گذشته
مشکل است.
سیاست انکار و امحای ترکیه یک ایستار
استراتژیک اساسی است. ولی آمریکا در
خاورمیانه در حال انجام یک جنگ است.
آنهم جنگ جهانی سوم. این نیز ایستاری
استراتژیک است.
PDK
و
YNK
نیز صاحب نیروی مشخصی شدهاند. آنها
نیز خواهان حفظ این نیرویشان هستند.
ما بهطور طبیعی نمیتوانیم از
موضعگیری این دولتها بهطور مشخص
مطلبی را بیان کنیم؛ ولی میتوانیم
بگوییم اختلافاتشان عمیق و در سطحی
استراتژیک بوده و بهراحتی در مقابل
فشار و تهدید ترکیه سرخم نمیکنند. از
آن لحاظ، مانند گذشته ایجاد یک توافق
از طرف ترکیه مشکل است. در دهمین
سالگرد توطئه بینالمللی 9 اکتبر
خواهان ایجاد یک اتحاد بینالمللی
است. خواهان احیای توطئه بینالمللی
بوده ولی غافل از آنکه آن مرحله
پشتسر گذاشته و محیط سیاسی نیز عوض
شده است. ایجاد چنین اتحادی غیرممکن
است. در چارچوب استراتژی کنونی, ایجاد
توافقی آنگونه با آمریکا غیرممکن است.
با
PDK
و
YNKنیز
همینطور. تمام نیروی جنگ در مقابل
PKK
در آن زمان و تمام بار مدیریتی توطئه
بینالمللی را با گرفتن کمک از
اینها تأمین میکرد. در واقع, داخل
ترکیه چنان متحد نیست.
AKP
و فرمانده کل تنها در جنگ علیه ما به
توافق رسیدهاند. خارج از آن، اتحادی
ندارند. فرمانده کل قوا به دلیل
دارابودن چنین ذهنیت فاشیست، شوون و
امحاگری بهعنوان تکیهگاه مدیریتی
این سیاست,
AKP
را میبیند. برای آن
AKP
را به حکومت رسانید. اکنون نیز درون
ترکیه در واقع آنچنان متحد نیست.
فرماندهی کل خواهان استفاده از
طرفداران
AKP
درجنگ علیه ماست.
AKP
نیز درهای رانت را در دست گرفته و
خواهان پخش آن در پیرامونش است. یعنی
اتحادی ایدئولوژیکی ندارند. اتحادی
سیاسی ندارند. تضاددارترین مدیریت
ترکیه، مدیریت کنونی است. از این
لحاظ، در یک نگاه ضعیفترین مدیریت
این مدیریت است. از لحاظی مثل آنکه
مقتدر است دیده میشود ولی در
انتخابات
AKP
رأی زیادی گرفت و بهتنهایی بر سر حکم
آمد. ولی از لحاظ دیگر ضعیف است.
اختلافات درونیشان بسیار ضعیف است.
اکنون ما به تمامی نمیدانیم که
مدیریتهای آمریکا، عراق،
PDK
و
YNK
چگونه موضعگیری خواهند کرد. در مورد
YNK
که در مقابل ترکیه
چقدر مبارزه خواهند کرد چیزی
نمیگوییم. ولی خواهان مبارزه هر کس
در مقابل این ذهنیت فاشیستی و
ژینوسایدی هستیم. مبارزه در مقابل
اینچنین ذهنیتی بر روی گردن هر کسی
است که میگوید دموکراتم و در مبارزه
دموکراتیک جای دارم. تنها میتوانیم
این را بگوییم. از این لحاظ فکر
میکنیم که بسیاری از نیروها در مقابل
ترکیه مبارزه کنند. مانند گذشته
نخواهد بود. ایجاد اتحاد گذشته
غیرممکن است. باز هم در درون خود
بیشتر از این نمیتوانند جنگ را تحمل
کنند. همانگونه که در عملیات گابار
دیده شد. ما در مقابل این ذهنیت
فاشیست و ملیگرا مبارزه دموکراتیک
خود را ادامه خواهیم دارد. بهعنوان
حرکت و خلق در این مورد مصمم هستیم.
هر چقدر میخواهند حرکت کنند. بهدلیل
آنکه در درون و خارج ضعیفاند حمله
میکنند. تایپ اردوغان از یک طرف،
یاشار بیوک آنت از طرف دیگر فریاد
برمیآورند. چرا؟ زیرا ضعیفاند.
میبینند که دیگر نمیتوانند مانند
گذشته کارها را بهانجام برسانند.
اکنون به دلیل این ضعف, این همه حمله
وجود دارد. این تهاجمات تا کجا خواهد
رفت؟ نمیدانیم. ولی میتوان فکر کرد
که نیروهای دموکرات زیادی در مقابل
این قدعلم کنند. خارج از این ما با
تکیه بر نیروی خود در مقابل این ذهنیت
با تکیه بر نیروی دموکراتیک خلق مصمم
به حل مساله کرد به شیوهای دموکراتیک
و رساندن جامعه ترکیه به دموکراسی
هستیم.
|