|
15
آگوست قیامی در برابر نابودی خلق کرد
از تحليلات رهبر آپو
رفقای گرامی، مبارزی ن
ارتش آزادیبخش كردستان
ARGK
و
PKK.
دوازدهمین سالگرد حمله تاریخی 15
آگوست را جشن میگیریم، به مناسبت
همین سالهای موفقیتآمیز بر شما درود
میفرستم و بر این باورم كه سیزدهمین
سال آن نیز به موفقیتهای چشمگیری دست
خواهیم یافت.
به همین مناسبت زمانیكه كه شرایط را
به شكلی واقعبینانه ارزیابی میكنیم،
انجام وظایف شفافتر و عملكردهای
نتیجهبخشتر كه اهمیت تاریخی خود را
حفظ كند موفقیت را بیشتر از گذشته بر
ما فرض میكند.
قبل از هر چیز بایستی بدانیم كه
دوازدهمین سال مبارزه رهایی ملی تنها
در عرصه نظامی نبوده بلكه مقاومت ملی
و آزادی اجتماعی را در بر گرفته حتی
فراتر از آن نیز آخرین زنجیره از
قتلعامی را كه در مورد خلق اعمال
میشد، پاره نموده و تا حد قابل توجهی
آن را به مرحله رهایی پیونده زده است؛
دیگر به موضوعی درآمده است كه دوست و
دشمن را به قبول چنین واقعیاتی مجبور
ساخته است. این مرحله مبارزاتی كم و
بیش شاهد تحولات بوده است ما اینها را
بطور گسترده مورد ارزیابی قرار
میدهیم. اما اگر در وهله اول همانند
اعضای حزب در این مبارزه چیزی یاد
گرفته باشیم این تنها راه برای ادامه
زندگی است، به غیر از این در جامعه
انسانی هیچ وقت جای نخواهیم داشت و
این را هم شما و هم خلقمان میداند.
اگر كمی شرف و ناموس را در نظر داشته
باشیم و تا حدودی از امیدهای زندگی
سخن بر زبان آوریم میبینیم كه این
مبارزه، مبارزهای است كه باید آن را
انجام داد. این یك وظیفه غیر قابل
اغماض ملی است و حتی وظیفهای انسانی
میباشد. بدین سبب بهمثابه حزب و خلق
برای پرداخت هر بهایی آمادهایم، اما
اگر به دلیل برخی دشواریها با
دودلی برخورد كرده و دست از مبارزه
برداریم، امروز هم مانند گذشتگان خود
مرتكب خطایی خواهیم شد كه هیچ وقت
مورد عفو قرار نخواهد گرفت.
شاید برخی از نكات مورد انتقاد قرار
گیرند كه امكانات فراوان و پیشرفتهای
صورت پذیرفته را به نحو شایستهای
مورد ارزیابی قرار ندادیم. در این
موضوع میتوان خود را مقصر دانسته و
بعضی نتایج را كسب كرد. این مبارزه
بطور قطع ضروری بود به جز از آن
نمیتوانستیم در جامعه انسانی از
هویتمان بحث نماییم.
اساساً
بحث ضروری این میباشد: دلایل عینی كه
در طی این سالها ما را با دشواری
روبرو ساخته عدم توان و روحیه و ذهنیت
غیر منسجم در میان ما و نیروهای متفرق
شده داخلی ماست كه توانایی مقابله با
قتلعام خلقمان از سوی دشمن را
نداشته است. اما بیشتر از این بایستی،
فرماندهان نظامی حزب را مقصر رویدادها
ببینیم زیرا موضوعی كه نفرت ما را
برانگیخته و به هیچ وجه مورد عفو قرار
نمیگیرد همین است؛ علیرغم اینكه این
فرماندهان میتوانستند این سالها را
با موفقیت پشت سر گذارند اما در
بجایآوری ضروریات مبارزهمان و در
برخی از مواقع فرصت ارتقاء مهمی كه به
آنها داده شده كوتاهی نموده و آن طور
كه باید و شاید ارزش آن را ندانسته و
بدین شكل سالهایی كه میتوانست با
موفقیت بیشتری همراه باشد با اشتباهات
زیادی پشت سر گذاشته شد.
گذار
حزب و خلق از دوران كودكی
نكته دیگری كه تابحال نفرت ما را
برانگیخته این است كه اعضای حزب و
مبارزینی كه عهدهدار وظایف بودند به
اندازه تاریخی بودن این سالها حق آن
را ادا نكرده و حتی به شكلی به مقابله
با آن پرداختهاند. دستاوردهایی كه
كسب نمودهایم دیگر متعلق به تاریخ
خواهد بود بدون شك این را به میزان
امكاناتی در دسترس ما قرار داده
میتوان مورد ارزیابی قراد داد. اما
نكتهای كه در اینجا به ما مربوط
میشود این است كه پیشاهنگان حزب بنا
به امكاناتی كه در دسترس داشتند اگر
كمی به خود زحمت میدادند،
میتوانستند امكان موفقیت بیشتری را
فراهم كنند. نكته بسیار مهم این
میباشد كه مشكلات را چارهیابی كرده
و لزومات آن را بجایآوریم كه دیگر
باید به عنوان حزب و خلق باور كنیم كه
دوران طفولیت را پشت سر گذاشتهایم.
دیگر هم خلق و هم اعضای حزب آماتور و
بیتجربه نیستند، باید در این مورد
برخوردی مناسب از خود بروز دهند.
بایستی مرحله پیشرویمان را با فنون
مناسب جنگی و بر اساس خط مشی سیاسی،
سازمانی و حتی نظامی با شیوهای
عاقلانه و ارادهمند پیشبرد داده و
تلاش كافی را برای رسیدن به موفقیت به
انجام برسانیم. علیرغم اینكه قبل از
هر چیز چارهیابی مشكلات تركیه را از
لحاظ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و
فرهنگی و در رأس آن مشكلات ملی را با
راهكارهای آشتیجویانه خواستار شدیم
اما دولت با واكنشی كه نشان داد با
بكارگیری جنگ ویژه، شعلههای جنگ را
برافروختهتر ساخت و دور از انتظار
نیست كه در مرحله كنونی دیگر سیاست
دولت آشكارا بر این نكته تأكید
میكند. حتی میتوان گفت كه دیگر
سیاستهای دولت افشا شده و آخرین
دولتهای روی كار آمده نیز به خوبی
این مورد را با بكارگیری تاكتیكهای
جداگانه و سیاستی مشابه را به اجرا در
میآورند. اما در باطن قضیه، همگی
هدفی خاص و مشترك را دنبال میكنند كه
این امر نه تنها از سوی سیاستمداران و
مسئولان بالای دولتی بلكه از سوی همه
دنیا و تودههای خلق شناخته شده است
كه جنگ ویژه پنهانی، تا حد امكان به
جنگ ویژه علنی تبدیل میشود.
هدف دولت، در گذشته و حتی قبل از آن
یكی بود و آن این بود: كه مبارزه
آزادیبخش ملی را از موضوع بحث خارج
سازند. اساسیترین هدف رژیم 12
سپتامبر نیز همین بود و بر این باوریم
كه بعد از آن با روی كار آمدن "اوزال"
به مدت 10 سال جنگ ویژه در سطحی بسیار
گسترده صورت میگرفت. اما آشكار شد كه
همه اینها نیز كفایت نكرد، تا اینكه
در اوایل سال 1990، اوزال فهمید كه
تنها راه خارج شدن از بنبست،
گفتگوهای سیاسی میباشد و بیان كردن
این نكته با مرگ وی همراه شد به نحوی
كه نقش و تأثیرگذاریANAP
دیگرتمام شد.
از آن مرحله به بعد دمیرل و اردال
اینونو راهكاری مطابق با راهكار عصمت
اینونو ـ بایار در سال 1925 را نشان
دادند؛ یعنی با گفته: " این جنبش را
هم نابود خواهیم ساخت" استفاده از
راهكارهای نظامی و حتی سركوب و
قتلعام بیشتر از هر چیز دیگر در
اولویت قراد گرفت كه بنیاد توطئه و
كودتا نیز در این مرحله صورت گرفت.
در زمان دمیرل ـ اینونو و گورش ـ
چیللر تمام اقتصاد كشور برای توطئهها
و قتلعامهای فاعل مجهول و جنگ ویژه
سرمایهگذاری میشد، همچنین امكانات
مادی نامحدودی را برای پیونددادن
جامعه با جنگ ویژه از طریق رسانههای
گروهی آماده ساخته، در داخل با
هماهنگسازی ملی، سیاست خارجی را بر
این مبنا قرار داده، همچنین به شكلی
آشكار احزاب راست ـ چپ را پیرامون این
اهداف متحد كرده حتی بهگونهای كه
دیگر میان احزاب راست و چپ رادیكال
هیچ جدایی دیده نشد و این عملكردها
نیز از خصوصیات جالب توجه بود. از
اینكه تانسو چیللر چنین میگفت: "یا
نابود خواهیم ساخت، یا نابود خواهیم
ساخت" قطعاً
با سردادن این شعارها میخواست به
نتیجه برسد. بدون شك از استعداد این
زن نبوده، بلكه در پشت پرده دستهای
خونین جنگ كنترا گریلا و تمام اكیپ
(گروه) فاشیستی جنگ ویژه در درون ارتش
و حتی نیروهای امنیتی نیز در این اكیپ
جای داشتند. آنها این را اظهار داشتند
كه علیرغم تمام اینها به نتیجهای
دست نیافته و با برخی از گرفتاریها
روبرو شدند به شكلی كه با به میان
كشیدن موضوع انتخابات زود هنگام شاید
بتوانند به اهداف خود برسند. حزب راه
راست
DYP
در زمره حزبهایی قرار گرفت كه
بزرگترین ضربه را پذیرا شده و همچنین
همپیمانانش
CHP
و
SHP
نیز بزرگترین شكستها را در این مبارزه
متحمل شدند به نحوی كه دیگر هیچ نقشی
بر عهده آنها قرار نگرفت این نكته نیز
واضح بود بیشتر از این مورد استفاده
قرار نخواهند گرفت. روی كار آوردن
دولت ماممیهن بجز طرحریزی توطئه
علیه جنبش آزادیبخش كردستان چیز دیگری
نبوده و ادعای حل هیچ مشكلی را نداشته
است. با توجه به اینكه 3 ماه از عمر
این دولت سپری نشده بود این موضوع
شفافیت پیدا كرد كه چنین دولتهای با
پروژه جنگ ویژه به موفقیت دست نخواهند
یافت جز اینكه هم در داخل و هم در
خارج توده آنها را با محدودیت روبرو
ساخت.
چنین مدل حكومتی مهمترین شكافی بود كه
جمهوری را با تهدید مواجه میساخت كه
رهایی یافتن از بنبست موجود نیز غیر
ممكن بود. رئیس ستاد ارتش تركیه بطور
كلی از صاحبان جنگ ویژه بعد از
تردیدهای دراز مدت موافقت كردند كه
حزب رفاه را از طریق جنگ ویژه با گذشت
مراحل منفعل (مارژینال) ساخته و هم
برای به كنترل در آوردن حكومت، حكومت
ائتلافی را تشكیل داده و برای
جلوگیری از فروپاشی جمهوریت و
كمالیسم آنها را مجبور به در آغوش
گرفتن حزب رفاه ساخت. در این نكته
وظایفی بر عهده حزب رفاه و متفق او
راه راست، حزب تانسو چیللر گذارده شده
بود و تغییر و تحولاتی كه در سطح
منطقه و در نزد افكار عمومی صورت
میگرفت توازنی تاكتیكی بود. این نیز
از عملكردهای رئیس ستاد ارتش بود.
اساسیترین هدف این بود كه
سوءتفاهمهای موجود بین دولت تركیه و
دولتهای مسلمان را كه بر اثر مذاكرات
اسرائیل ـ تركیه رخ داده بود را از
میان بردارد و به ارتباطات بین آنها
انسجام بخشد. همچنین از اینكه بتوانند
اعتراضات مردمی را به كنترل خود
درآورند چنین مدل حكومتی را مناسبتر
دیده بدین سبب به حكومت رأی اعتماد
دادند.
دولت تركیه درصدد
نابودی
PKK
است.
PKK
چه با انجام مبارزه رهایی ملی در
منطقه و چه با بكارگیری راهكارهای
صلحجویانه و دیالوگ سیاسی در تركیه
تأثیرات خود را بر جای گذاشته است.
همچنین وظایفی به این دولت محول شده
تا بتواند این روند را با بنبست
مواجه كند و همانند گذشته نه تنها از
نابودی سخن به میان میآورند بلكه همه
چیز با محدودیتهای فراوانی روبرو
ساخته است. اگر شرایط برای آنها مناسب
باشد باز هم میخواهند از طریق توطئه
و كودتا موفقیت كسب كنند. در مراحل
پایانی كه حكومت اربكان درهای خود را
بر روی كشورهای اسلامی بازگشایی كرده
در واقع علت سفر به كشورهای ایران،
عراق و احتمال سفر به سوریه در جهت
نابودی
PKK
در منطقه صورت میپذیرد. این نكته را
هر روز خود آنها بر زبان میآورند. در
داخل نیز گامهای صلحجویانه را با
پروواكاسیون خنثی میسازند. از اینكه
در این مراحل روابط میان یونان و
تركیه به سردی گراییده شده، به بهانه
افزایش تنش با یونان جدیدی از شوونیسم
را با راهپیماییهای به اصطلاح مادران
جمعه (مادران سربازان كه در این روز
دور هم گرد میآیند) و نیز از طریق
تشییع جنازه سربازان گسترش داده و
بدین شكل میخواهند از راهحلهای
سیاسی و صلحآمیز ممانعت به عمل
آورند. دیگر تودههای خلق بر این
واقفند كه محرومیت و تنزل پایگاه
اجتماعیشان به لحاظ مادی و معنوی با
همین جنگ ویژه در ارتباط است و بر این
اساس ما نیز بایستی بدانیم كه تلاشهای
ما دیگر رو به پیشرفت است.
یعنی هماهنگسازی ملی همچون گذشته
بدون تأثیر نیست. در سیاست خارجی نیز
بر طبق مثال: "به پایین تف كنی ریش،
به بالا تف اندازی سبیل" یا "از بالا
هم نگاه كنی همان، پایین هم نگاه كنی
همان"، اگر به شرق تمایل نشان دهد سبب
ناراحتی غرب و اگر به غرب تمایل نشان
دهد ناراحتی شرق را به دنبال دارد و
در چنین وضعیتی با بنبست مواجه
میشود. مانورهایی كه در سیاست خارجی
و داخلی بكار خواهد گرفت به جز ضرر
رساندن نتیجهای نخواهد داشت. هم اینك
چیزی كه برای آزمودن این دولت باقی
مانده، اگر به زور و از روی بیمیلی
هم باشد، جنگ ویژه بر جای مانده از
گذشته است. این عملكردها برای حل
مشكلات اقتصادی نبوده بلكه برای
جلوگیری از تأثیرات جنبش آزادیخواهی
ملی با پیشاهنگی
PKK
، همچنین ممانعت از چارهیابی مسئله
از طریق راهكارهای سیاسی و پیشرفت
دمكراسی صورت گرفته و بدین شكل درصدد
هستند از چنین روندی در تركیه ممانعت
بعمل آورند. بدین سبب تلاش میكنند كه
PKK
را از هر لحاظ با محدودیت روبرو
سازند.
سیاست روزانهای كه بكار میگیرند نیز
همین است. دولت را برای رسیدن به بعضی
از اهداف خود بكار میگیرند. باید در
نظر داشت كه بعد از رسیدن به اهداف
خودشان، این دولت را به كناری نهند.
دولت موجود و مجلس، حلقه پنهان جنگ
ویژه میباشند و همچو نقابی هستند كه
جهت فریب توده مردم از آن استفاده
میگردد. اما این عملكردهای دولت ـ
همچنانكه در مورد خاورمیانه اعمال شد
ـ در قبال غرب بخوبی مورد ارزیابی
قرار گرفته و بدین شكل زمینه برای
فعالیتهای دیپلماتیك و سیاسی بهتری
فراهم میگردد. بدون شك این را افشا
نمودیم و برای موفقیت هر چه بیشتر در
این راه تلاش به خرج میدهیم. فرق
اساسی بر مبنای جنگ گریلایی بوده كه
چنین به نظر میرسد تنش ما بین جنگ
ویژه و جنگ گریلایی به درجه حادتری
میرسد. حل مسئله و مبارزه در عرصه
سیاسی و دیپلماتیكی بعنوان آخرین
راهكار مدنظر قرار گرفته است. كه باید
برای تدابیر آن چارهاندیشی كرده و در
این نكته مرتكب اشتباه نشده و حتی
بایستی به دقت فراوانی در اجرای آن
دچار سستی (شك و تردید) نشویم.
بدون هیچ تردیدی رژیم 12 سپتامبر در
مقابل دورانی كه جنبش آزادیخواهی كرد
از آن به راه انداختن حركتهای مردمی
یاد میكرد نوعی واكنش بود. بدان علت
كه پایه و اساس این دولت، رژیم 12
سپتامبر میباشد. میتوان گفت كه
موجودیت آن كودتای نظامی است در مقابل
جنبش رهایی بخش ملیمان به پیشاهنگی
PKK
وممانعت از عجین گشتن حزب با خلق.
همچنانكه میدانید فعالیتهایی كه ما
هم در سطح خاورمیانه و هم بیرون از
میهن انجام دادیم در راستای آمادگی
برای حمله 15 آگوست بود. در 12
سپتامبر، واقعیت تركبودن رژیم این
بودكه ما را هم به اندازه چپها نابود
سازند تا دیگر نتوانیم دست به قیام
بزنیم و ما را در مزارها دفن كنند. از
اهداف آنها بود كه حمله 15 آگوست
بعنوان نوعی قیام علیه رژیم 12
سپتامبر قلمداد نگردد. 12 سپتامبر در
طول تاریخ جمهوری و حتی در طی دوران
سیاست انكار و امحاء و نیز پیشرفت روح
ملی كرد، بخصوص از آخرین موفقیتهای
رژیم در طول 70 سال جمهوریت بود. بدین
سبب علیه این عملكرد نیز حمله 15
آگوست بوقوع پیوست در برابر تاریخ
ننگین و هفتاد سال جمهوری كه در معرض
نابودی قرار داشتیم جهت به نتیجه
نرسیدن اهداف آنان قیامی است كه حمله
15 آگوست تنها مقاومت در برابر 4 سال
حمله فاشیستی 12 سپتامبر نبوده بلكه
قیامی است در برابر تاریخ. حقیقت این
مسئله در آن بوده كه از اهمیت تاریخی
و حیاتی برخوردار است.
بدیهی است كه حمله 15 آگوست علیرغم
شرایط مساعد مطابق با برنامهریزی ما
توسعه نیافت. با گذشت یكسال امكانات
فراوانی كه برای نیروی گریلا فراهم شد
از اینكه اوضاع حال و هوای یك قیام را
به تصویر میكشاند، به نحو خوبی آن را
سازماندهی نكردیم و فنون و تاكتیك
گریلایی را جایگزین آن نكردیم. به
همین جهت نیز با دشواری روبرو شدیم.
در مدت زمان كنگره سوم بار دیگر با
آمادهسازی زیربنایی (لجستیكی) بر همه
كس آشكار بود كه تا حد قابل توجهی
گروههای تأثیرگذاری بعد از سال 1987
برای جایگیزین كردن طرز گریلا را كه
از اهداف مرحله نوین بود آغاز خواهیم
كرد. عكسالعملی كه از طرف جبهه 12
سپتامبر داده شد حالت فوقالعاده در
كردستان بود. در مدت زمان كوتاهی رژیم
تلاش كرد، هم ما و هم این حمله تاریخی
را بیتأثیر سازد. با ارزیابی این
مرحله، مرحله سالهای مقاومت بیامان،
باید پیوسته حملات پیدرپی انجام
دهیم. برای به اجرا گذاشتن طرز
گریلایی از همه جهات تا سال 1990
تلاشهای بیوقفهایی انجام دادیم كه
با گذشت زمان شرایطی پیش آمد كه
توانستیم تاكتیك گریلا را بكار بگیریم
و بر همه نقاط استراتژیكی كشور دسترسی
پیدا كنیم البته تنها به این مورد
بسنده ننموده بلكه خلق نیز با
بهرهگیری از این شرایط توانست از
اراده خود دفاع به عمل آورد.
همگام با نوروز 1990 سرهلدانهای
نوینی آغاز شد كه نیروی گریلا را نیز
در شرایط حملات گستردهای قرار داد كه
چنین اوضاعی نیز راه را بر ناموفق
بودن رژیم 12 سپتامبر و موفقیت هر چه
بیشتر جنبش آزادیبخش ملی و دستاوردهای
آن هموار ساخت. پر واضح است كه ما از
این امكانات به نحو شایستهای استفاده
لازم را ننمودیم. در شرایطی كه دهها
هزار نیروی گریلا داشتیم، بعضی از
مناطق (جبهه جنگی) فریفته نیروی
اقتدار شدند ـ اینها كسانی بودند كه
قبل از پیوستن به حزب، در درون جامعه
هیچ گونه اسم و رسمی نداشتند و با
مشاركت در صفوف ما میخواستند به چنین
موقعیتی دست یابند ـ و نوعی زندگی
راحتطلبانه و تقلیدی داشته باشند؛
همچنین محیط حزب را به طبقه میانی و
روستایی تقسیم نمودند و راه تحلیلات
درست و منطقی را با بنبست مواجه
میساختند. برای ایجاد پیشاهنگان
PKK
تلاش فراوانی انجام دادیم اما علیرغم
فعالیتهای راهبردی و آموزشهای فشرده؛
مشاركت طبقه خردهبورژوای شهری و طبقه
دهاتی به صفوف ما فزونی یافت. این
مشاركتها به جای اینكه پیشاهنگی حزب
را اساس بگیرند و طبق ضوابط سازمانی
عمل و به آموزش خود اهمیت دهند و با
برخورداری از امكانات موجود نیز به
مبارزه بپردازند، متأسفانه به فكر
منافع شخصی افتادند. به همین سبب در
جبهه جنگ ویژه مرحله نوینی از كودتای
نظامی و توطئه به رهبری "دوغان گورش"
آغاز شد اما در جبهه ما نیز چشم طمع
به منافع شخصی دوخته كه به سبب دلایل
مورد بحث در برداشتن گام بسیار مهم و
تاریخی با مشكل مواجه شدیم. اگر
امكانات موجود به خوبی مورد ارزیابی
قرار میگرفت و آگاهی گریلا و رهبری
تاكتیكی حزب عمیقتر میگشت بطور حتم
این ضربه مهلك دشمن با ناكامی مواجه
میگردید و در حل مسئله ملی گامی
تاریخی برداشته میشد اما این فرصت
نیز از دست رفت. به همین مناسبت یكبار
دیگر به مسئولینی كه در این مدت زمان
عهدهدار وظایف بودهاند تذكر دادیم و
نیز به تمام كادرها و كسانی كه كم و
بیش در این برهه زمانی بسر میبردند
از فرماندهان پیشاهنگ گرفته تا همه
اعضای حزب باید درك تاریخی داشته و از
امكانات موجود نهایت استفاده لازم را
ببرند نباید با برخورد جاهلانه و
مطابق با روحیه عاطفی طبقاتی در زندگی
در مقابل گامهای تاریخی كه برداشته
میشود مانع ایجاد كنند زیرا كه چنین
موضعی بسیار پلید و خطرساز خواهد شد.
اما متأسفانه این عملكرد ضعیف بیشتر
از هر چیز در میان صفوف گریلا و رهبری
تاكتیكی حزب خود را بروز داده است.
با صراحت میتوانم بگویم كه بعد از
گذشت 10 سال با حمله تاریخی 15 آگوست
به پیروزی نزدیكتر میشدیم، اما
متأسفانه نیروهای گریلا در شرایطی
قرار گرفت كه براحتی امكان كسب موفقیت
را برای دشمن فراهم ساختند. البته
دوباره تلاش نمودیم و بخصوص در دو سال
گذشته در جنگ جنوب كردستان امكان دست
یافتن به مناطق استراتژیك كه نیروی
گریلا به آن دسترسی نداشت پدید آمد و
همچنین فعالیتهای سیاسی را گسترش
دادیم. با آمادگی بیشتر در عرصه سیاسی
و رسانههای گروهی گامهای مهمی
برداشتیم و با دشواری فراوان به این
مراحل دست یافتیم. در این دوران دیگر
نه در شرایط بسیار سختی قرار داریم و
نه براحتی امكان موفقیت برای ما فراهم
است. این دوران به راههایی كه شما
تصور آن را میكردید شباهت ندارد. در
این مورد باید به دو نكته اشاره نمود؛
اول، باید به روح این مرحله پی برد.
دوم، نه این برخورد صحیح است كه برای
مدت زمان طولانی از اهداف دور گشته و
روحیه خود را از دست بدهید و نه این
مورد صحیحی است كه غفلت ناشی از
پیروزی زود هنگام و حتی سرمستی ناشی
از قدرت زود هنگام با واقعیت ما
همخوان باشد.
هیچ كس خویش را بدست
هوس پیروزی بیهوده و آرزوی حل سیاسی
نسپارد
باید
این اوضاع را مورد ارزیابی
واقعبیانهایی قرار دهیم. هر چند كه
از نقطه نظر سیاسی، دیپلماتیكی و
نظامی در شرایط دفاع استراتژیك باشیم
اما در مراحل آخر، جنبش ما به
پیشرفتهای قابل توجهی دست یافته كه
با برخورد صحیح خود توازن قدرت دشمن
را در همه عرصهها با دشواری روبرو
ساخت. البته پیشرفتهای صورت پذیرفته
با مانع مواجه گردیدند؛ با چنین
گفتههایی كه: "اگر به قدرت دست
یابیم، مسئله حل خواهد شد" نباید با
چنین موضعی خود را فریب داد. همانند
گذشته در معرض خطر قرار نداریم و بطور
قطعی در عرصههای دیپلماتیكی، سیاسی و
فرهنگی دستاوردهای مهمی بوجود آمده
است. امكانات نظامی فراوانی بوجود
میآید و امكان پیشرفت نیروی گریلا با
شیوه گستردهتری ممكن میگردد. اما
علیرغم اینها نباید مانند بعضیها
راحتطلب باشیم كه: "كاری نكرده سود
كسب میكنند، مقام فرماندهی را بدون
رنج بدست میآورند كه با چنین طرزی
نیز میخواهند به نتیجه برسند" مسئله
مهم در اینجا میباشد كه نباید خود را
فریب داد، اما متأسفانه بسیاری از
عملكردهای شما فرماندهان، زمینه را
برای شكست فراهم میآورد نه پیروزی.
بایستی شما چنین واقعیتی را قبول كنید
پیشاهنگان حزب و فرماندهان
ARGK
نیز باید با دیدی واقعبینانه نسبت به
گذشته به ارزیابی شخصیتی خود پرداخته
و با خود انتقادی برخورد نمایند.
امروز زمینه موفقیت بیشتری فراهم شده
است. بطوریكه دوست و دشمن این را
میدانند كه جنبش ما در همه عرصهها
روند رو به رشدی را طی میكند. تمام
كانالهای ارتباطی و فعالیتی را در
دسترس داریم و با این امكانات زمینه
عقبافتادگی را از میان برداشتیم اما
علیرغم چنین موضعی از طرف ما عملكردی
كه از جانب شما بروز یافت ـ كه بایستی
آن را درك كنید ـ همچنانكه علیه
نیروهای جنگ ویژه به مبارزه پرداختیم
بایستی تنگنظریها، بنبستها و
بحرانهای موجود در میان شما را نیز از
میان برداشت. توانستیم بتدریج بر
نارساییهای شما فائق آییم كه در
اینجا نتیجه رنج و زحمات شما را انكار
نمیكنم اما قبل از هر چیز برای
یادبود شهیدان ارزش فراوانی قایل
هستم. این واقعیت امكان پیروزی را از
میان برنمیدارد بلكه عكس آن از هر
جهت زمینه را برای كسب پیروزی فراهم
میآورد به همین سبب هیچ كس حق ندارد
به سبب وجود برخی مواضع قدرتمند و
امكانات پیشرفت، به مواضع راستگرایی
لغزیده و یا برخوردهای سكتریسم چپ را
پیشه كرده و كارها را دچار محدودیت
نماید. اوضاع بیشتر از هر زمان از
حساسیت خاصی برخوردار میباشد به
گونهایی كه بایستی با احساس مسئولیت
بزرگ و واقعبینانه اوضاع موجود را
مورد ارزیابی قرار داده و وظایف خود
را در قبال آن به درستی تعیین نماییم
و راهكارهای صحیحی را جهت موفقیت قطعی
ارائه نماییم.
بایستی در كارهای آینده با چه راهكاری
به ارزیابی اوضاع پدید آمده بپردازیم؟
شرایط موجود حاصل جبهه جنگ ویژه را كم
و بیش مورد بررسی قرار دادیم و با
توجه به این معیارها خواستیم كه با
اصرار، دوره بعد از آتشبس یكجانبه را
همچون این دوره موضوع بحث قرار دهیم،
اما علیرغم این نیز هیچ جوابی از طرف
مقابل به ما داده نشد. چنین نظری
داریم كه این رویكرد از طرف جبهه جنگ
ویژه پاسخ مثبتی در برنداشته است.
شاید تحت عنوان حل سیاسی در گوشه و
كنار صداهایی برخیزد اما محافظان جنگ
ویژه به اینها میگوید: "صدای
احمقانه" كه هیچ شانسی را برای آنها
بر جای نمیگذارد. زیرا هر چند كه
پیرامون حل مشكل، راهحلی مناسب را
ارائه دادیم اما محافظان جنگ ویژه به
آن اعتنایی نمیكنند. دوستان و خلقها
باید این شرایط را بخوبی درك كنند.
در چنی |