|
درآمدی بر
ایدئولوژی
رهایی زن
در هر دوره از
مراحل
اجتماعی,
تضادهای مشخصی اولویت
یافتهاند. قرن بیستم
قرنی بود که درآن مشکلات
ناشی از تضاد
ملی به حل
مشخصی دست یافته و دوران
مبارزاتی بر پیه
تضادهای نوین طبقاتی
جریان یافته است.
این تشخیص که قرن 21
سدهای خواهد بود که در آن تضاد
جنسی
با شدت و حدت بیشتری جریان پیدا خواهد
کرد در سال 1996 از
سوی عبدالله
اوجالان ارائه شده است. در
این وضع,
پیوند زدن تضاد
جنسی به یک پایه
مستحکم
ایدئولوژیکی,
امری
اجتنابناپذیر است. هم چنین ظاهرساختن نیروی
سازماندهی آن به شیوه مرتبط با
این پایه
ایدئولوژیکی
یک
ضرورت بود.
این سازماندهی، حزب زنان
است. همراه با پررنگ شدن تضاد موجود،
زندگی نوین و آفرینش زن و مرد آزاد,
بیش از بیش شناخته شده و به بحث و
گفتگو گذارده شدند. در مرحلههای بعد,
یعنی مرحله پس از مطرحساختن
این
تضادها, مطرح ساختن
برخوردی مبنی بر
حل پایه
ایدئولوژیکی رهایی زن, و
پیشبرد مبارزه و نیروی
سازمانی آن
اهمیت داشت... |
|
متن کامل |
 |
زن در
خاورمیانه
(بخش
اول)
خاورمیانه، در طول
تاری خ،
كانون تكوین اجتماعی و تمدن بشری نام
گرفته است. مساعدت چهار فصل سال،
جنگلهای انبوه و قابل بهرهبرداری,
دشتهای گسترده، كوهستانهای سنگرمانند، رودخانههای
پرآب
و خاكهای حاصلخیز، خاورمیانه را به
صورت مركز اسكان بشریت درآورده است.
زمانی نزدیك به 15 هزار سال، نقشی
زاینده در رشد و پویایی بشریت بازی
نموده است.
تاریخ و فرهنگ به همراه تمدن و حیات،
شخصیتها و جوامع جداگانهای را در
حدی غیر قابل قیاس با سیر مناطق در
خاورمیانه آفریده است. اساطیر و
شیوههای دینی اندیشه، به مدت هزاران
سال در حافظه جامعه ادامه حیات
داشتهاند. چنان فرهنگی پدید آمده كه
تبدیل آفریدگار به آفریدهها و
آفریدهها به آفریدگار به حالت
اساسیترین اندیشه و عقیده و حتی
بندگی و پرستش
ین نظام را بعنوان
والاترین هویت انسان در آورده است.
جامعه و انسان خاورمیانهای را در
واقع چنان میتوان انگاشت كه خود را
فدای تمام انسانیت كرده است... |
|
متن کامل |
 |
زن در
خاورمیانه
(بخش
دوم)
این
سرزمین به همان ص ورت كه بیانگر
بزرگترین
مكان بركت در نگاشتن تاریخی
شكوهمند بوده است، از طریق اشغال و
استیلاهای صدها ساله، با سرافكندگی
جامعه، توقف سیر پیشرفت فرهنگ خلقها،
و رسیدن كامل حیات زن به نقطه
فراموششدگی آشنا شده است. هم با
مفهومترین زیبائيهای دوران نوسنگی
و روی راستین دولت کاهنی و طبقات ـ كه
نمایانگر بزرگترین انحطاط است ـ در
این سرزمینها پدید آمدهاند. همچنین،
سازمانیابی ریشهی عشیره و قوانین
آن پس از تاسیس امپراتوریهی
بردهداری در
اینجا صورت پذیرفته
است. هنوز هم
ین ساختار عشیرهای با
تمام قدرت حكمفرمایی خویش را در
این
سرزمینها ادامه ميدهد. به رغم تمام
ین موارد منفی،
آداب،
سنن و رسومات، با
یجاد
گونهگونيهیی به حیات خویش ادامه
دادهاند. خلقهای وفادار به ریشهها،
به رغم تمام فشارهای بالا، برای حفظ
هر چند پارهی از ارزشهای معنوی و
آداب
و سنن خود تلاش نمودهاند. اما
متاسفانه
این ویژگیها كه اكنون بصورت
امارتهای بسیار كوچكی وجود دارند،
بدلیل كممعنابودنشان، با اصالتهایی
ناشناخته
ادامه حیات
مییابند...
متن کامل
|
 |
|
زایش
دوباره زن
ویدا سوزدار
هنگامی که زن چشم ب ه
دنیای یک بعدی خویش میگشاید و به
دنبال شناخت و درک آن برمیآید, خود
را در چنگال نظام اقتدارگرای
مردسالاری اسیر مییابد به نحویکه
تمامی ارزشهای جنسیتیاش را غضب
نموده و زنجیر گرهخورده بر افکارش که
نشأت گرفته از سیر صعودی انحرافات
ایدئولوژیکی 5000 ساله نظام مردسالار
میباشد, روح و معنویات این جنس زجر
کشیده را همچو تار و پودی تنیده و
تداعی تداوم ریشههای عمیق بردگی در
این عصر میباشند. وضعیتی که زن در آن
بسر میبرد, وی را از هویت واقعی خویش
بیگانه ساخته و این بیگانگی, بیهویتی
جامعه را به دنبال داشته است. زن, خود
را با انبوهی از سوالات بیپاسخی
روبرو دیده و گیج و مبهوت تنها
نظارهگری بیش نمیباشد و آنچه بعنوان
پاسخ از طرف سیستم حاکم خواهد گرفت به
غیر از خشونت, تجاوز و تحقیر
نمیباشد... |
|
متن کامل |

|
به
اندازه گسترش محبت، مبارزه
و
به اندازه گسترش مبارزه، محبت را
گسترش خواهیم
داد
برگرفته از تحليلات رهبر آپو
بنابراین تحلیلات ما در م ورد خانواده با تحلیل فرد
متداخل اما وسیعترند. انقلابیكردن
خانواده و یا انقلابیكردن روابط زن و
مرد سختتر ازانقلابیكردن فرد است.
باید ابتدا
تعصب و عادات خود در این عرصه را
بشناسید. اگر امكان داشته باشد، نابود
كردن مقوله كهن بر این اساس را هم
باید حساب نمایید. در هر چیز متعلق به
گذشته، محبت و احساس وجود ندارد. در
واقع اگر هم وجود داشته باشد، در آن
خیانت و قتلعام نیز وجود دارد. زن
همچون یك شخص، هزار بار خود را انكار
كرده و به وضعیتی بیبها و یا
بیحیثیت درمیآورد. از این محبت و
رابطه چه میفهمیم؟ اگر میخواهید
میتوانید امتحان كنید. در این مورد
آزاد هستید. ولی هنوز یك هفته نگذشته
خواهید دید كه این ارتباط چه بر سرتان
خواهد آورد.به چه دلیل؟ دلایل آن پشت سر هم
میآیند. زن علیه مرد همچو یك چرخ او
را له و یا او را همچو یك آسیاب
میكوبد. اگر مرد بتواند یك هفته تحمل
كند، آفرین خواهم گفت. اگر زن از شرفش
امتیاز ندهد، مرد به طور روزانه از
روابط جنسی گرفته تا خورد و خوراك و
هر نوع رابطهای، خواهان حاكمیت خواهد
بود. شكلگیری مرد بر اساس حقارت نسبت
به زن و هیچ انگاشتن و
بیاحترامیكردن به او میباشد. از
این نظر یك "پسر وی فوقالعاده " است. زن
میگوید: " حیثیتم نماند، یك زن علیل
شدم، از نظر فیزیكی، روحی و فكری
نابود شدم". به یك زن روستایی نگاه
كنید: فكر او نابود شده و وجود فیزیكی
او مچاله و همچو كپهای شده است. ممكن
نیست در وجودش بتوان چیزی به نام روح
یافت. مرد با چنین زنی چه خواهد كرد؟
به او تیپا زده و حقارت خواهد كرد.
آیا رفتار موجود چنین نیست؟ واضح است
كه چنین زنی نمیتواند كاری انجام دهد
و ناتوان است...
|
|
متن کامل |
 |
عصر
تمدن دمكراتیك
عصر زن
آزاد خواهد بود
برگرفته از تحليلات رهبر آپو
خصوصیت اصلی عصر ما، بحران و ركود
تمدن متكی بر جامعه طبقاتی است. در
عین حال، ویژگیهای دوره گذار نیز به
چشم میخورد. علیرغم اینكه هر دو نظام
سوسیالیستی و سرمایهداری به دلیل
خصلت متفاوت خود به جنگی وسیع با
یكدیگر پرداختند، اما هیچكدام قادر به
غلبه كامل بر دیگری نشدند. این در
حالی است كه این تثنیه «سیاه یا سفید»
با قوانین اساسی طبیعت در تضاد
میباشد. طبیعت و جامعه كه شكلی از آن
میباشد، همواره در میان «بی نهایت
و نهایت» در حال تغییر میباشد.
اگر علوم اجتماعی و مباحث پیرامون
تمدن در یك چارچوب تنگ تثنیه «سیاه و
سفید» ارزیابی شوند، انحراف
ایدئولوژیكی پدید میآید كه زیانهایی
فراوان در پی خواهد داشت. در دنیای
رنگها، سیاه و سفید در راس آنها قرار
دارند كه به سرعت در حال تغییر هستند.
غنای واقعی رنگها در طیف میان آن دو
جای گرفته است. مد نظر قرار دادن این
موضوع در ارزیابی تحولات اجتماعی به
لحاظ شكلگیری یك ایدئولوژی صحیح،
حائز اهمیت است. انتخاب سیاه یا سفید
به معنای انتخاب فاشیسم یا
رئالسوسیالیسم است. در اینصورت سایر
رنگهای زیبا را چه باید كرد؟
تنگنای بوجود آمده فرا روی سوسیالیسم
علمی ناشی از شیوههای غلط اجرای آن
بوده كه نتیجه آن ویرانی و زیان بوده
است. یكی از مهمترین وظایف طرفداران
سوسیالیسم است كه با استفاده از تجارب
گذشته، مناسبترین نوع جدید سوسیالیسم
را پدید بیاورند...
|
|
متن کامل |
 |
|